تحليلي بر نامه امام خميني (ره) به گورباچف
به قلم سعيده رزم جو عضو كانون بصيرت بسيج دانشجويي استان بوشهر
دانشجوي دانشگاه علمي-كاربردي استانداري
دانشجوي دانشگاه علمي-كاربردي استانداري
کاش به نامه امام درک بیشتری داشتم ....خطابه
امام خمینی در یازده دی ماه 1367 همرا با حضور آیت الله جوادی آملی و دکتر
لاریجانی و مرضیه دباغ فرستاده شد. این درست در زمانی بود که جهان سیاسی
غرب با تحولات جدیدی در مکتب کمونیسم روبهرو بود، و به گفته امام "چین
اولین ضربه را بر پیکره کمونیسم واردکرد، و اکنون کمونیسم را باید در
موزههای تاریخ سیاسی جهان جست وجو کرد " سیاستمداران
شاهد این تحول عظیم در مکتب کمونیسم قادر به اظهار نظر در این باره
نبودند و امام در یازدهم دی ماه به صراحت به میخائیل گورباچف طی نامهای
هشدار داد که آگاه به این تغییرات و بازنگری تحولات دنیای پیش روی خود
باشد.
نامه امام نه تنها سیاست های غربی نشینها و کژاندیشان سرمایهدار غربی را تحت الشعا ع قرار داد بلکه آنها را به کاهل اندیشی خود به تکیه بر اقتصاد سرمایهداری اخطار داد و به گفته امام: چرا كه امروز اگر ماركسيسم در روشهاي اقتصادي و اجتماعي به نبست رسيده است. دنياي غرب هم در همين مسائل، البته به شكل ديگر و نيز در مسائل ديگر گرفتارحادثه است. و درد اصلی سیاستهای غربی را عدم اعتقاد واقعی به خدا است.
نامه امام سرشار از عرفان و معنویت بود که خود نوعی دعوت به اسلام و آزادی از حصر مکاتبی چون مارکسیسم، سوسیالیسم و مادیون که معتقد بودند به اینکه چون خداوند نیست، پس وجود هم ندارد و معیار جهان بینی خویش را حس می دانستند، نه عقل. و اینکه وحی و نبوت و معاد را همگی افسانه و خیالات می پنداشتند، در حالی که معیار جهان بینی اسلامی اعماز حس و عقل است. چرا آیت الله جوادی آملی برای قرائت نامه انتخاب شدند ؟ امام چون می دانستند این پیام نه تنها جنبه سیاست دیپلماتیک دارد بلکه پیامی است الهی با انگیزه معنوی، پس باید شخصی انتخاب می شد و به مسکو سفر میکرد که دارای صبغه الهی میبود که اگر تنها جنبه سیاسی داشت می بایست از رجال سیاسی کشور فرستاده میشد نه آیت الله جوادی عاملی که یکی از بزرگترین فیلسوفان واسلام شناس محسوب می شد؛و در این سفر وظیفه تبیین هدف و زوایای پیام را برای گورباچف بر عهده داشت.
بنابراین دکتر لاریجانی به عنوان مترجم و آیت الله جوادی آملی به عنوان قرائت کننده این پیام اعزامشدند.
امام همه چیز را با درایت کامل مدیریت می کردند تا گورباچف را از خدازدایی و دینگریزی بر هذر دارد و او را به اسلام ناب محمدی (ص) دعوت کند.
وجود یک زن در اعزام کنند گان به مسکو...
امام در این سفر یک بانوی ایرانی را برای فرستادن به مسکو منتخب کردند.
هدف از فرستادن یک زن در این ماموریت این بود که به گورباچف بفهماند که مذهب اسلام تنها به مردان تکیه ندارد و زنان همراه با رعایت شئونات اسلامی میتوانند آزادانه در جامعه خود حضور داشته باشند و هیچگونه محدودیتی در آن وجود ندارد زمانی که مرضیه دباغ برای ارسال پیام ابلاغی به مسکو اعزام شد، مسئولیت زندان زنان در تهران را بر عهده داشت و وقتی شرح و حال اعزام به مسکو را بیان میکند به ذکر یک نکته قابل توجه می پردازد. و آن به این گونه است :
"زمانی که حضرت امام (ره)، این نامه را می نویسد؛ از ما فوق بشر حرف می زند نه از خود بشر. نمیگوید من میگویم فلان کار را کنید. ایشان میفرمایند شما دانشمندانتان را بفرستید پیش دانشمندان ما در قم، ببینند که چه کردهاند و یا ابن عربی از نظر فلسفی چه گفته و...
حضرت امام نمیخواهد خود را مطرح کند، چون انسان وقتی از خود بیرون آمد و فقط خدا را در نظر داشت،کلامش مثل پتک در هر مغزی تأثیر دارد."
آری کلام امام چون پتکی بر ذهن و فکر میخائیل گورباچف زده شد که وقتی یکی از نزدیکان امام که بعد از ده یا بیست سال به دیدن گورباچف میرود اظهار میدارد که : "افسوس میخورم و ای کاش آن روز از نامهی امام خمینی (ره) درک بهتری داشتم تا شوروی به این روز نمیافتاد."/ا
نامه امام نه تنها سیاست های غربی نشینها و کژاندیشان سرمایهدار غربی را تحت الشعا ع قرار داد بلکه آنها را به کاهل اندیشی خود به تکیه بر اقتصاد سرمایهداری اخطار داد و به گفته امام: چرا كه امروز اگر ماركسيسم در روشهاي اقتصادي و اجتماعي به نبست رسيده است. دنياي غرب هم در همين مسائل، البته به شكل ديگر و نيز در مسائل ديگر گرفتارحادثه است. و درد اصلی سیاستهای غربی را عدم اعتقاد واقعی به خدا است.
نامه امام سرشار از عرفان و معنویت بود که خود نوعی دعوت به اسلام و آزادی از حصر مکاتبی چون مارکسیسم، سوسیالیسم و مادیون که معتقد بودند به اینکه چون خداوند نیست، پس وجود هم ندارد و معیار جهان بینی خویش را حس می دانستند، نه عقل. و اینکه وحی و نبوت و معاد را همگی افسانه و خیالات می پنداشتند، در حالی که معیار جهان بینی اسلامی اعماز حس و عقل است. چرا آیت الله جوادی آملی برای قرائت نامه انتخاب شدند ؟ امام چون می دانستند این پیام نه تنها جنبه سیاست دیپلماتیک دارد بلکه پیامی است الهی با انگیزه معنوی، پس باید شخصی انتخاب می شد و به مسکو سفر میکرد که دارای صبغه الهی میبود که اگر تنها جنبه سیاسی داشت می بایست از رجال سیاسی کشور فرستاده میشد نه آیت الله جوادی عاملی که یکی از بزرگترین فیلسوفان واسلام شناس محسوب می شد؛و در این سفر وظیفه تبیین هدف و زوایای پیام را برای گورباچف بر عهده داشت.
بنابراین دکتر لاریجانی به عنوان مترجم و آیت الله جوادی آملی به عنوان قرائت کننده این پیام اعزامشدند.
امام همه چیز را با درایت کامل مدیریت می کردند تا گورباچف را از خدازدایی و دینگریزی بر هذر دارد و او را به اسلام ناب محمدی (ص) دعوت کند.
وجود یک زن در اعزام کنند گان به مسکو...
امام در این سفر یک بانوی ایرانی را برای فرستادن به مسکو منتخب کردند.
هدف از فرستادن یک زن در این ماموریت این بود که به گورباچف بفهماند که مذهب اسلام تنها به مردان تکیه ندارد و زنان همراه با رعایت شئونات اسلامی میتوانند آزادانه در جامعه خود حضور داشته باشند و هیچگونه محدودیتی در آن وجود ندارد زمانی که مرضیه دباغ برای ارسال پیام ابلاغی به مسکو اعزام شد، مسئولیت زندان زنان در تهران را بر عهده داشت و وقتی شرح و حال اعزام به مسکو را بیان میکند به ذکر یک نکته قابل توجه می پردازد. و آن به این گونه است :
"زمانی که حضرت امام (ره)، این نامه را می نویسد؛ از ما فوق بشر حرف می زند نه از خود بشر. نمیگوید من میگویم فلان کار را کنید. ایشان میفرمایند شما دانشمندانتان را بفرستید پیش دانشمندان ما در قم، ببینند که چه کردهاند و یا ابن عربی از نظر فلسفی چه گفته و...
حضرت امام نمیخواهد خود را مطرح کند، چون انسان وقتی از خود بیرون آمد و فقط خدا را در نظر داشت،کلامش مثل پتک در هر مغزی تأثیر دارد."
آری کلام امام چون پتکی بر ذهن و فکر میخائیل گورباچف زده شد که وقتی یکی از نزدیکان امام که بعد از ده یا بیست سال به دیدن گورباچف میرود اظهار میدارد که : "افسوس میخورم و ای کاش آن روز از نامهی امام خمینی (ره) درک بهتری داشتم تا شوروی به این روز نمیافتاد."/ا
+ نوشته شده در پنجشنبه سیزدهم بهمن ۱۳۹۰ ساعت 14:41 توسط رهـــــــرو
|
اگر کسی بصیرت نداشته باشد ،ولو ایمان جوشانی هم داشته باشد، فریب میخورد؛ و وقتی فریب خورد، این ایمان در خدمت آن هدف به کار نخواهد افتاد.لذا امیر المومنین (ع) در جنگ صفین فرمودند: " وقدفتح باب الحرب بینکم وبین اهل القبله ولا یحمل هذا العلم الا اهل البصرو الصبر".